محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

181

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

خلاف‌انگيز و حكايات نفاق‌آميز به گوش او رسانيده بهر طريق بود او را از منهاج مصادقت ، بسلوك سبيل معاندت آوردند . پس از آن باتفاق ، لواى خلافت و نفاق از روى ستيز ، بصوب دار السلطنهء تبريز برافراشتند و بعد از وصول متفق اللفظ و المعنى ، عرضه به خدمت نواب شاهزادهء شجاعت انتما ، سلطان حمزه ميرزا ارسال داشتند ؛ مضمون عرضه آنكه ما بندگان را بنواب همايون خلافى و نزاعى نيست . غرض ازين ترك ادب آنست كه ما تاب و طاقت اين امر نداريم و در حوصلهء ما گنجايش ندارد كه امير خان به آن عنوان كشته شود و بيگ اغلى در آن عظمت بر مسند سلطنت متمكن باشد . معهذا نميگوئيم كه او را بما دهند تا در عوض امير خان بكشيم ؛ مدعا اينست كه در ممالك محروسه حكومت بلدى به او ارزانى دارند كه در پايتخت نباشد . بعد از آن ما را نزاعى نيست و الا تا رمقى در تن و نفسى در بدن هست ممكن نيست كه ترك عناد و لجاج كرده دست از دامن خلاف و نفاق بداريم و اين مضمون بسيار بسيار بر خاطر حميت مآثر نواب شاهزاده گران آمده در مقام دفع و رفع اين قضيهء موجبه « 1 » آمده با امرا و اركان دولت ابواب مصلحت و مشورت برگشاد . اما صورت حادثهء ديگر كه در مخيلهء كسى نبود [ 100 ] و بخاطر احدى خطور نكرده روى داد . بيان واقعه آنكه ، در آنوقت كه امراى مخالفت شعار عرضه بنواب شاهزادهء مملكت مدار فرستادند ، عريضهء ديگر به همان مضمون بنواب اعلى نيز فرستاده اظهار مدعيات خود در آن‌مندرج ساخته بودند ، نواب اعلى در جواب ايشان پيغام فرمود كه شما را چه لازمست كه ماده‌اى كه موجب فتنه و فساد و چندين آزار و عناد باشد دست درو زنيد و از اين رهگذر انواع آزردگى بما رسد و چندين نفس از

--> ( 1 ) - م : موحبه .